تبليغاتX
کوچه شلوغ است.

 

وبلاگ زیبای شاپور خانزادی را با کلیک بر روی تصویر زیر ببینید

این وبلاگ بر اساس آموزه های ارد بزرگ طراحی و ساخته شده است - OROD BOZORG

 

سایتی  برای اساتید دانشگاه ، دانشجویان رشته های حقوق ، علوم سیاسی ، ارتباطات  و روزنامه نگاران

بر روی کتاب کلیک کنید

دکتر سهیل"الفردو" مدیریت ۸ :بسیار جای شگفتی داشت وقتی نظریه ی "ارد بزرگ" را و هم برآیندی از سخنان این فرزانه و یگانه ی تاریخ » را مرور می کردم.انگار که نیای من و هویت چندین هزار ساله ی این خاک را دوباره دارم لمس می کنم.

دکتر مهتاب : واقعا" نمی دانم چگونه می شود چنین نظریه ای را چشم پوشی کرد و نخواند. خواندنش هم جای شگفتی دارد. چگونه انسانی در عصر ما از ورای تاریخ و از ماورای هستی چنان سخن می گوید که شک جایز نیست.

+ نوشته شده توسط مهتاب و وبگروهی دکتر سهیل خلیل پور در Sat 23 Dec 2006 و ساعت 14:49 |
درود یاران ۸ لوگ.

اینجا می خواستم پست جدیدم را بگذارم.

الان در ایران هستم.

اما وقاحت یک حرف مرا واداشت که با فشار بر روی استادم و دوستم

دکتر سهیل عزیز که پایگاه هشت را به علت توقیف نشریات و روند این

پروسه به شدت هر چه بیشتر بدون در نظر گرفتن هیئت تایین شده ــ

توسط قانونگذار و همینطور اعتراض به سانسور شدن نوشته ها ی ــ

بلاگرها و هم فیلترینگ بدون نشان و خبر و سایر موارد فرهنگی چون ـ

اعلام رسمی سید رضای عزیز"ضدسانسور ازخوابگرد" و گوش نسپردن

مسولین به انتقادات ایشان ....و و و و.....تعطیل اعلام شده است و ما

نویسندگان پایگاه فرهنگی ۸ هم در تحصن هستیم و با فشار من به

مدیریت و دوستم دکتر سهیل عزیز اجازه ی پست گرفتم.

ارد شرکا وجود ندارد.این یک نام حقیقی نیست و مجازی است

این حرفی بود که یک نادان یا یک شخص بیمار زده است.

ارد شرکا بزرگترین استاد طنزآرای جهان و یک هنرمند واقعی ــ

با خصوصیات منحصر به فردش که به علت برخوردهای حذفی

و همینطور در تفکر ناب ایشان چون شهرت جائی ندارد و ارد ــ

بزرگ خصوصیات یک روشنفکر هنرمند خط دهنده و یک پیشوا

و راهبر در فرهنگ و هنر دنیاست.

وقتی می گوئیم دنیا یعنی فراتر از مرزهای جغرافیائی و اگر این

بر چسب زدنها نبود و سوتفاهمات نبود می نوشتم یک پیشوای

سیاسی.

به قول دوستی که از دوستان و یران دکتر سهیل است و مدتی

است افتخار اشنائی با این یزرگوار را داشته ام :کافی است

کسی بزرگ باشد و یا از انها بیشتر جذبه داشت باشد می شود

دشمن.

و یا به قول استاد عزیزو بزرگوار استاد جعفر معروفی : 

بی شک این یک حرکت تاتریخی است و چنین است.

دکتر کاظم رنجبر استاد دانشگاههای تهران مردی که بزرگیش

قابل وصف نیست .او و نوشته هایش در مورد ارد بزرگ را  ـ

مطالعه کرده اند؟ انانی که به قول خود استخوان خورد کردند

در فرهنگ و هنر و دانشگاه چطور کاظم رنجبر را نمی شناسند.

و یا چطور محمد شجریان را نمی شناسند.

و آز همه مهمتر چطور جو فرهنگی جامعه را تشخیص ندادند و

ادعا دارند که بلی ایشان وجود ندارند.

آیا این مضحک نیست؟

بس کنید لطفا" و خود را بیش از این مسخره ی اهل فن نکنید.

ان از ترور نافرجامتان و دستتان درد نکند که موجب شدید استاد

که به هیچ وجه اجازه نمی داد از او حرفی بزنیم و تعریف کنیم

را همه ی دوستداران اثارش بهتر شناختند.

حکایت نبودن "ارد بزرگ" حکایت مسعوود کیمیائی است.

ارد بزرگ مقامهای بسیار بزرگی دارد که سر راست بگویم دولت

با ان مشکل دارد.دولت با هر کس که بزرگ است مشکل دارد.

با هر کس که حق بگوید.

صحبت از دولت احمدی نژاد و خاتمی و رفسنجانی نیست.

صحبت از کابینه مجلس و دیگر عوامل دارد.

برای شناخت "ارد بزرگ" کافیست فقط کمی هوشار باشید.

درس بگیرید از گذشته ها.

مسعوود کیمیائی به دلایل آشکار از بعد انقلاب ۵۷ ایران در

هیچ نشریه ای نبود.ممنوع التصویر. و بعد هم که نشریات امدند

دیگر نوع و قاعده عوض شد.

فیلمهای ایشان در هیچ شبکه ای تبلیغ نشدند. شاید دو برابر 

هم مبلغ ..اما سیاست این بوده است.

فیلمهای کیمیائی با همه ی ضعفها و درشتی ها و حرفه ای

بودنش در جشنواره ای نامش هم برده نشد.

چنانکه همه می دانید اگر نگاه حذفی نبود مسعوود کیمیائی

باید ب ای هر فیلمش در یک شاخه نفر اول می شد.

و سر انجام در فیلم سربازان جمعه با بازی بسیار ارزشمند و قوی

مریلا زارعی دیگر عذری باقی نگذاشت تا جایزه ی بهترین نقش

دوم زن را از ان خود کند.

خوب حالا باید گفت کیمیائی یک نام مجازی است؟

ارد بزرگ را در قارهای دیگر می شناسند.

اما در ایران ...

دوستان ۸. خبرگزاری ارد بزرگ به این دلیل برپا شد که کسانی

چون کیمیائی و ارد بزرگ و دیگر بزرگانی که در رسانه های اینجا

حرفی زده نمی شود از انها و خبرهای درست داده نمی شود

بیشتر شناخته شوند و موارد فرهنگی را درست تر بخوانند.

بیش از این وقتتان را نمی گیرم.

این موجب شد به حساسیت موضوع بیشتر پی ببرم.

ایا می شود وجود اساتید معروفی ها را نادیده گرفت؟

جواد معروفی استاد بزرگ پیانو .چه کسی نمی شناسدش؟.

اسنتاد عباس معروفی "حضور خلوت انس" را چه کسی نمی شناسد.

استاد جعفر معروفی با اینهمه اثر را چه کسی نمی شناسد؟

دست بردارید . به جائی نمی رسید.نه ما که خونمان را هم می دهیم

این همه امضاء را چه می پندارثد؟ این عزیان را که ادرس و امظائ و وب دارند.

و هر روز بیشتر می شوند.

و هر ماه به روز می شود تعدادشان.

این را در وبلاگ استاد و دوستم و مدیر ۸ و در وب مدیریت و اعتراض لینک

می کنم. البته دکتر خودشان این لطف را خواهند کرد.

ما ۸لوگی ها دوباره آمدیم.

این خبر ها و نوشته ها را در وب مشترک ما به مدیریت

خانم ملک ببینید.

و خبر ها را هم از خبر گزاری ارد بزرگ.

سرچی جستجوئی در بلاک اسکای و سایر محیطها شما

عزیزان را بیشتر راهنمائی می کند به سمت سایت و وب

بزرگانی که می شناسید راهنمائی می کند.

موفق باشید.

مهتاب

+ نوشته شده توسط مهتاب و وبگروهی دکتر سهیل خلیل پور در Wed 27 Sep 2006 و ساعت 21:23 |

 Morteza Momayez


 

Morteza Momayez, born 1936 in Tehran, teacher at the Faculty of Fine Arts of Tehran University since 1969, AGI member since 1975 at the invitation of Milton Glaser, Walter Allner and Roman Cieslewicz, Chairman of the Iranian Graphic Designers Society from 1988 to 2004, is regarded by many as the father of graphic design in Iran.

He was honored by the special ICOGRADA Life Time Achievements Award, and had a large retrospective at the Museum of Contemporary Art, showing his posters, book and magazine covers, logos but also paintings, photographs and installations. The exhibition was part of a the show "The Graphic Designers from Three Continents".

    Photo RW
Morteza Momayez receiving the ICOGRADA Life Time Achievements Award

همین یعنی بغض کردم.نمی تونم.کاش استاد الان کنار ما بود.

+ نوشته شده توسط مهتاب و وبگروهی دکتر سهیل خلیل پور در Sun 30 Jul 2006 و ساعت 22:17 |
دوستان و عزیزان همراه.

یک هفته و اولین هفته ی رسمی پایگاه هنری هشت لوگ را با شما بودیم .

با شما بودیم و این اولین هفته را با نام بزرگ استاد هنر طنز ارائی جهان"استاد ارد شرکا" آغاز

و به پایان رساندیم. هرچند نتوانستیم ذره ای از این دریای پرشوکت را برایتان بازگو کنیم و دینمان را درست ادا کنیم اما چیزها آموختیم و خواهیم آموخت.

هفته ی ارد بزرگ جایش را به هفته ی "استاد ممیز" میدهد که یادش گرامی.

اما ای همراهان. ارد بزرگ تمام نمی شود همانطور که محوم ممیز تمام نشد.

ارد بزرگ هر روز و هر لحظه به عنوان سمبل 8لوگ و همه ی هنر همیشه با ماست و ما نیز بر خود می بالیم که با چنین استاد بزرگی آشنا شدیم و در خدمتشان هستیم تا بیاموزیم هنرهائی را که در هیچ موسسه و دانشگاه و کالج معتبری نمی توان آنها را فراگرفت و آموخت.

من از اینجا به "ارد بزرگ"سلامی می گویم و سلامتی اش را هر روز از خداوند خواهانم.

من از اینجا به همه ی خوبان به همه ی دوستان نویسندگان و مدیران سایتهای ارد بزرگ و 8لوگ سلامی دوباره می کنم و از ته دل آرزوی در کنارشان ماندن.

خانم فریبا ملک من مهتاب نویسنده ی کوچه 8لوگ از شما تشکر می کنم.

تا فردا .

 

+ نوشته شده توسط مهتاب و وبگروهی دکتر سهیل خلیل پور در Fri 28 Jul 2006 و ساعت 17:51 |
  احمد شاه مسعود و ارد بزرگ

تصویر گویای پست مربوط می باشد.آدرس هم که نقش بسته و البته شما دراینجا(همینجا آره.یه کم اینور آها آره همینجا)می توانید با کلیلک کردن ببینید اصل ماجرا و خاطره را. خاطره ای که اصاش را لزومی بر بازگو کردن نیست چرا که می توان با کلیک بر روی لینک عکس دو مرد بزرگ را دید و هم عشق کسی که همیشه یکی از دغ دغه هایش احمد شاه مسعود بود.این خاطره از علی شاهچراغی نقل شده است و من مهتاب فقط  مقدمه ی آن را نوشتم و از دکتر خواهش کردم مطلبش را در این صفحه بگذارد باقی مطالب که از جهاتی برای من هم بسیار عجیب(واژه ای مناسب نمی یابم و عجیب را می نویسم که برای من عجیب است)است.

در زمانی که جنگهای داخلی افغانستان را در هم می کوبید و دستهائی آشکار به آتش زدن این خاک کهن از دست رفته با مردمانی محجوب و همیشه در زیر فشار دیکتاتورهائی چو طالبان و پاکستان و ...کمک می کرد شیر تنگه ی پنجشیر احمد شاه مسعود همیشه یکی از حرفهای روز ما با دوستمان دکتر خلیل پور بود.و من احمد شاه مسعود را از دریچه ی نگاه ایشان می شناختم.و برایم بسیار مثل حالا عجیب بود که چرا ایشان اینقدر احمدشاه مسعود را دوست دارند بدون آنکه حتی ایشان را دیده باشند و زمانی این برایم عجیب تر شد که بعد از عروج احمد شاه مسعود دکتر یک مستند داشت از مصاحبه ای با ایشان و صحنه هائی از ایشان و انگار یکی از شاعران ایرانی قطعه ای سروده بود که ایشان خودش آن را خواند و نغمه ای با تم افغان که به دشتی می خورد اما کمی در ریتم تندتر و صدای سازهای گمشده در یاد هنرمندان موسیقی امروز ایران که با یک سینتی سایزر و کیبوردی خوب همه ی نغمه های دلنواز را از بین می برند.

وقتی دکتر گریه می کرد و هروقت که دلش تنگ بود این نغمه را می گذاشت ما هم عادت کرده بودیم و همه ساکت فقط گوش می کردیم و مثل همیشه چشمانمان به مچ دست و انگشتهای ایشان بود که در چنین مواقعی که ایشان خبرهای اینچنینی مثل بم را می شنید با گوش دادن به یک موسیقی از همان جنس انگشتانش مشت می شد و می شد رعشه ی این مشت را دید و حدس زد که دچار چه حالت روحی شده و سریع وقتی نم را از صورت پاک می کرد به سراغ نوشتن می رفت.

دکتر خلیل پور:خبر که رسید من آشفته بودم و نمی دانستم که چگونه این اتفاق افتاد. نمی دانم چه نیروئی مرا به سوی این مرد می کشاند. مثل همین نیروئی که مرا به سمت ارد بزرگ می کشاند. نمی دانستم.همیشه فکرمی کردم احمد شاه مسعود فرد عادلی بود که بود.اما من دور بودم.خبرهای درستی هم پخش نمی شد. زیاد به چنین مواردی نمی پرداختند تا اینکه بعد از خروج طالبان و حمله ی آمریکا خبرها به روز می شد و آن کنفرانس که با سران تشکیل شده بود.کشوری که احمدشاه مسعود بیشتر از هر کس دیگری غصه دار مردمش بود. اما در ایران همه می توانستند از ایشان خبرها را بشنوند و ببینند. همیشه حسرت این مرد را می خورم. تا اینکه این خاطره ی زیبا نقل شد. ارد بزرگ چگونه مردی است؟ احمد شاه مسعود چه؟ جذب شدن نسبت به کسی باید حتما دلیلی داشته باشد اما اینجا مردمانش به گونه ای دیگر جذب هم می شوند.آنها که نگاهشان به دور دستهاست. هستند کسانی که به دوردستها نگاه می کنند اما اینقدر نگاهشان عمیق می شود که موجود زنده ای را زیر پا له می کنند چون نگاهشان به جای دیگر بود.

اما ارد شرکا نگاهش به دوردستهای زیادی است که ما هنوز نمی دانیم و حالا یکی یکی دارد عیان می شود .ارد هیچ موجودی را زیر پا له نکرده است. او اهوئی است که مست در پنجشیر می گردد و به ناگاه پای زخمی احمد شاه را می بندد.

احمدشاه مسعود را می شود نمونه ی مبارزان خالص مردم دانست.احمد یکی بود و دیگر هیچ. اما حالا وقتی فکر می کنم و به این خاطره ی زیبا نگاه می کنم می بینم حتما ایشان ....

واقعا نمی شود گاهی در مورد ارد بزرگ حرفی زد .راست می گوید مهتاب که واژه کم می آورد. چه واژه ای ؟ تمامی دایره واژگان هر مکتب و قشر و زبانی را که بیاورید باز هم نمی شود .

جالب بود .حزن داشت. اندوه از رفتن احمد شاه و نگاهی به استاد ارد.

به راستی چگونه است که یک نفر در جائی باشد که با مخاطبانش فاصله جغرافیا ئیش زیاد اما فاصله ی درونی و قلبی نزدیک. از وقتی که به چنین مواردی در اینجا بر خوردم همه ی چیزهائی را که در رسم و طراحی و هنر و تجسم و مکاتب و نظریه و همه و همه را به گوشه ای انداختم.نه اینکه زود احساسی شوم و حاصل سالها تحصیل و تحقیق و پژوهشم را به سطل زباله بیاندازم. بلکه اینجا قواعدی حاکم می شود که معیار سنجش ندارد. همان جمله ای که گفتم "ارد بزرگ را از هر روی که بنگری سر از آثارش در می آوری" احمد شاه آدم کوچکی نبود.او هم متانتش چو ارد بزرگ بود. پاساگارد کاغذ قلم مداد رنگ و این همه از پی.

پیامهائی که فقط باید رازش را ناگهان کشف کرد. آخر ارد چه هنرمندی است که اینگونه نگاهش به هر طرف می چرخد و هرکجا که بی عدالتی هست جنگی هست خونی هست "نه نمی خواهم ارد بزرگ را وارد مقولات قدسی کنم که اگر هم کنم باکی نیست چو ارد عارفی است که عرفانش در آثارش هویداست. " شاید در این مجال که نتوانستم خوب به موضوع بپردازم کسانی مخالف اینگونه سخن گفتن من باشند اما من با ایمان به این موضوع که ارد بزرگ روح بزرگی دارد و نمی شود به این راحتی ها سر از کار ایشان درآورد.به طوری که اینقدر ساده هستند که نمی شود فهمیدوو پیچیده که می شود راجع به آن روزها و ساعتها حرف زد. هر اثرش ناگهان خودش دهان باز می کند و حرف می زند.

 من مهتاب واقعا نمی توانم درک کنم. احمد شاه مسعود ایتالیا فرانسه دکتر ایران و یک مرد که چهره ی جهانیش در پس متانتش گم می شود. خودش می خواهد که گم شود. وگرنه که مثل خیلی های دیگر که تا همین چند وقت پیش در موارد هنری اینچنینی می خواهند نمایشی دهند و نامی کسب کنند ما همه مجذوب می شدیم و اگر استاد ارد شرکا که بدون کلامی و با آثارش که آن هم به واسطه ی مواردی روشن می گردند .....

جهانی را می شود لرزاند اگر "ارد بزرگ" همه ی انگشتهایش را باز کند و کف دستش مشخص شود.

من مهتاب کوچه از ۸لوگ. با تشکر از دکتر و سپاس از ارد بزرگ که حالا می توانم کمی بیشتر درکش کنم.اندیشه و افکار ایشان معیار علمی را پشت سر گذاشته و به جاهائی رسیده که از درک آن عاجز می شود انسان.

+ نوشته شده توسط مهتاب و وبگروهی دکتر سهیل خلیل پور در Sun 23 Jul 2006 و ساعت 10:28 |
دوستت داریم ارد بزرگ.

هفته ی ارد بزرگ را بر ایشان و همه ی هواداران و دوست داران تبریک می گویم.

 ما 8 لوگی ها در آغاز این هفته فقط تبریک می گویم و بس.

تا در این 7 روز هر وبلاگ یک پست از نگاهی دیگر به اثار و خود استاد و جریاناتی که دکتر خلیل پور بیشتر از ما در جریانش هستند و ایشان هم می گویند خانم ملک بیشتر در جریان هستند را خلاصه جریان دار کنیم و نه ..

مثل اینکه فقط من بی خبرم. پس دوستان شما به من خبر دهید.

 خلاصه که اشححغ این عربی دوست داشتن است وقتی که شما کلید زیان را تعویض نکرده باشید. اینگونه : n,sjj nhvdl hsjhn. درستش این است: استاد دوستت داریم.

+ نوشته شده توسط مهتاب و وبگروهی دکتر سهیل خلیل پور در Sat 22 Jul 2006 و ساعت 17:28 |
درود بر همه ی مخاطبان وبلاگ اینجا ایران است و وبلاگهای تحت مدیریت این وب.که همه یک خانواده اند

دوستان و عزیزان.در خبر پست اخر در این وبلاگ و وبلاگهای تابع چون mansaba.blogfa و وبلاگunjustice-in-city.blogfa  و وبلاگ sedaye-paye-nasim.blogfa  و وبلاگهایی که در این هفته اعلام خواهند شد. یعنی وبلاگهای موسوم به 8log نوشته شد هر هفته را به نام یک هنرمند نامگذاری می کنیم و موارد دیگری که در این دو پست در همین بلاگ و باقی بلاگهای این پایگاه هنری می توانید آنها را بخوانید.

ما تصمیم داشتیم روی انتخاب عزیزان از روی ده هنرمند برتری که در۱۰۰وبلاگ بزرگترین وبلاگ ایرانی به مساعدت و کوشش خانم رضائی  بنا شده است هفته ها را نامگذاری کنیم و اینکه در مورد سوال هفته و جوابهای درست به چند تن از عزیزان هدیه ای کوچک اما از سر مهرورزی و عشق به چند تن از دوستان پاسخ درست داده که در قرعه کشی نامشان بیافتد اهدا کنیم.همانطور که گفتم این موارد هیچکدام ربطی به سایتهای اصلی ارد بزرگ ندارند.و چنانچه مدیریت و همه ی عزیزان نویسنده ی اینجا ایران است و وبلاگهای تحت مدیریت همگی با مطالعه و تشریح و توضیحات آزاد بر انتخاب بودند و همه مثل نویسندگان سایتهای اصلی ارد بزرگ ایشان را به عنوان سمبل هنر و عدل هنری و هنرخوب دبدن برای خوب نگاشتن سرودن آفریدن اثر خوب انتخاب کردند.یعنی مدیریت هیچگونه اجباری در مرد انتخاب هنرمند سمبل ما  بر عزیزان وارد نکردند. و همه ی نویسندگان و دوستان ما خود ارد بزرگ را انتخاب کردند.اما چنانکه مثل من تازه از موارد فرهنگی ایران با خبر شدند و من به همان خاطر که خود اشتباه کردم در نشناختن فضا و هنرمندان و خصلت و شخصیتشان که به شکر هنرمندان ایرانی همه خوب هستند با راهنمائی و نشان دادن ۱۰۰ وبلاگ خانم رضائی که در هر موردی مرجع مناسبی برای هنرمندان و هنرجویان چو سایت خبرگزاری که چنین است  دوستان را در انتخاب راهنمائی کردم و این همفکری و راهنمائی که من خود آن را از خانم ملک دارم و تشریح عدل ارد بزرگ و موارد اخیر همه ارد بزرگ را هم به عنوان سمبل انتخاب کردند و هم در یک رفراندوم کوچک بین اعضای اینجا ایران است و وبهای تابع به جای استاد ممیز ارد بزرگ را که ۸ اضافه بر هفت هنر و  دلیلش " ارد بزرگ = هنر " می باشد و بنا بر سمبل عدل هنری پایگاه ما ارد بزرگ را انتخاب اول برای هفته ی اول نمودیم و بعد به ترتیب همان لیست وبلاگ بزرگ خانم رضائی هفته ها را نامگذاری می کنیم. و تا آخر که ۱۰۰ است ا۰۰ هفته و هر هفته یک هنرمند و هر هفته نوشته هائی در هر یک از وبهای اینجا ایران است  در مورد هنرمند هفته و هر هفته سوالی و هدایائی به رسم یاد بود .

اما ما هنوز با خانم ملک مشورت نکردیم و اگر ضعفی بود همه بر ماست و بر ما ببخشید.اعلام این مطالب و تاکیید بر آن و تکرار مکررات بر این است که خدای ناکرده خود استاد ارد که نمی دانیم موافق هستند یا نه و یا در آمدن حرفهایی بر حسب اینکه شاید مدیریت اینجا ایران است برای کسی که سمبلش می باشد در هنر بخواهد بنویسد در سایت اصلی شائبه ای به وجود نیاید که مورد تبلیغات است و چنین و چنان .....

اما در نوشتار خبر آمده از هفته ی آتی و هفته ی آتی این هفته می شود چنانکه خبر جمعه اعلام شد.

چنانکه دوستان هفته را از یکشنبه دانستند و شکایتی بر آنان نیست و اینجا ایرا است باید می دانست و توضیح می داد.

پس هفته اتی یعنی شنبه ای که در پیش داریم بعد از این جمعه .از این هفته وبلاگها هم اعلام خواهد شد و نشانه درج خواهد شد و همانطور که گفتیم بهترین راه برای کسب اخبار بلاگفا در مورد ارد بزرگ خبر گزاری ارد بزرگ می باشد .

نوشته های وبلاگهای تحت مدیریت دکتر خلیل پوور هم اگر مطالبی در مورد ارد بزرگ نوشته اند در وبهاشان بخوانید شاید فقط سر فصل نوشته ها در اینجا یا در صورت موافقت مدیریت خبرگزاری ارد بزرگ در آنجا نوشته شود(فقط سر فصل محض اطلاع ) و اگر دکتر خلیل پور م در سایت ارد بزرگ سمبل ۸لاگ بنویسند  دلیلی بر موافقت و خط دادن هیچکس بر موارد و مسائل اخیر نیست جز عشق ایشان و همه ی نویسندگان و وبلاگهای تحت مدیریت ایشان که بنا بر همان اشتباه دکتر و تاثیر عذر خواهی ایشان بدانگونه بر هنر جویانشان و هم دوستان هم مقطع ایشان که الان همه در وبلاگهای تابع می نویسند  و اینکه همه از عذر خواهی بدان گئنه تحت تاثیر قرار گرفتند و پس از سوال از دکتر و جواب و تشریح مورد از دکتر برایشان موجب تحقیقز و دیدن آثار ارد بزرگ در اساتیدی که حالا می نویسند در همین وبلاگها موجب شد تا آنها نیز آزادانه ارد بزرگ را به عنوان سمبل عدل هنری و هنرمند واقعی تشخیص داده و انتخاب کنند و در هر جای دنیا که به کار مقدس آموزش هنرجویان مشغول می شوند ارد بزرگ را نامی جهانی بر عدل هنری  معرفی کنند و روزی رسد که همه ی دنیا هنرمند عادل و فکور را به اسم و نام ایشان بشناسند و به نام هنر را به نام ارد فرقی قائل نشوند که دورنمای آن هم اکنون مشخص است.

با تشکر از همه ی دوستان.پایگاه هنری اینجا ایران است8log که امکان دارد نامش عوض شود در هر رشته ی هنری اصلاعات جامعی با کمک اساتید ایران زمین  به شما هنرمندان و هنرجویان عزیز خواهند داد.       دکتر سهیل خلیل پور مدیریت وبلاگهای اینجا اران است و تابع

+ نوشته شده توسط مهتاب و وبگروهی دکتر سهیل خلیل پور در Sat 15 Jul 2006 و ساعت 14:35 |
معرفی وبلاگهای تحت مدیریت اینجا ایران است.همانطور که گفته شد با نام نویسنده و وبگروه تحت مدیریت دکتر خلیل پور مشخص می گردد.موارد گفته شده یعنی وبلاگهای اضافه شده و وبلاگ فرانسه و اتالی زبان را در روزهای اتی پس از اماده شدن از اینجا و وبلاگها و بهترین راه خبر گزاری ارد بزرگ اعلام خواهیم کرد. این موارد مربوط به وبگروه اینجا ایران است می باشد و ما هنوز با ایشان خانم ملک مشورتی در این زمینه ها نکردیم پس چنانچه ضعفی بوده از جانب مدیریت اینجا ایران است می باشد.

1_http://inja-iran-ast.blogfa.comخانه و مدیریت وبگروه وبهای تحت مدیریت دکتر خلیل پور. اینجا ایران است با محوریت اصلی هنر که این مدت کاملا از آن دور شده بود حکم یک پایگاه هنری برای رشته های مختلف هنری به صورت تخصصی است که 8log  نام دارد و شاید نام آن عوض شود توضیحات را که خواندید.فعلا در این پایگاه هنری که اول ۷ بود و ۷ هنر کلی به سمبل هنر پایگاه هنری ما آراسته شد به ۸ لاگ که ارد بزرگ به نشانه ی سمبل عدل انصاف و هنر و خوب دیدن و خوب آموختن و به حاشیه توجه نکردن  برای گروه ماست.با این وجود دکتر خلیل پور اعلام کرد:هنوز من در این مورد با هیچ یک از اعضای وب سلیت اصلی ارد بزرگ  مشورت نکردم و این مورد به گروه من ربط دارد و اگر ضعفی و حرفی بود به وبهای تحت مدیریت من و حتی آنها هم نه و شخص من بر می گردد.در اینجا ایران است موارد مختلفی ارزیابی می شود.

2_ http://mansaba.blogfa.com  با عنوان کوچه شلوغ است که قطعه شعری است از دکتر خلیل پور که باقی ان هم در زیرش نوشته شده است.این بلاگ با نویسندگی صبا سال آخر پی اچ هنرهای درام در گرایش  ادبیات نمایشی و شعر ایران و جهان و با کمک دکتر خلیل پور که در همین گرایش استادیار یکی از مهمترین دروس تخصصی کالج پادووا بودند و با شناخت دکتر از صبا در ۸ سالی که ایشان را از دوستان خود معرفی کردند می نویسند.

3_http://sedaye-paye-nasim.blogfa.com  که با عنوان صدای پای نسیم با نویسندگی علی میر شمس که تحصیلات ایشان در ایران بوده است .در زمینه ی ترانه بیشتر تجربی کار کرده و با توجه به رشته ی ادبیات و تاثیرش در ترانه سرائی نو و نئو کلاسیک و هم غزل و شعر با کمک دکتر خلیل پور که با ایشان از سالهای دور در اینترنت و ترانه سرائی برای موسیقی آشنا شدند و شب شعر و موسیقی را در فضای چت جایگزین چتهای وقت هدر کن کردند که بسیار هم استقبال می شد.در فضای آنلاین چت که آنروزها راحتر به نظر می رسید.نواختن ساز کلاسیک و هم سازهائی همچو کلارینت که قابلیت موسیقی لاسیک ایران را دارد از فرانسه و یا ایتالی با ایران و سازهای ایرانی.تخلص میر شمس شیدا می باشد.

4_ http://unjustice-in-city.blogfa.com  با نویسندگی مهتاب از دوستان و همدوره ی صیا و نسیم" البته با نسیم صدای پای نسیم شیدا نویسنده میر شمس اشتباه نشود این نسیم که قرار است بکب از یاران باشد نسیم که توضیح می دهم" در کالج پادووا و استادیاری دکتر و هم دوستی و همراه بودن ایشان با دکتر و همینطور پانته آ که از روزهای آغازین و بسیار دورتر از این حرفها یار و یاور و همراه دکتر بوده اند و هستند و در اولین روزها همراه دکتر تا کنون بوده اند و حالا هم ایشان معاونت دکتر را در نبود دارند و وبلاگشان تعریف می شود..مهتاب در زمینه ی سینما و نقد سینما و همینطور نقد ادبی فعال است.ایشان هم تا مقطع دکتری درس خواندند و ...گرایش نمایش.در چند اجرای اپرا با دکتر هم آوا بودند و هم سوپرانو می خوانند و هم ساز سوپرانو را که بعضی از هنر دوستان آشنا به سازهای بادی به خانواده ی ساکسیفون نسبت می دهند و چون آدولف ساکس آلمانی (سازنده ی ساکسیفون از روی ساز بادی قره نی ترک یا سرنای ایران و یا کرد )آن را به تنور و التو در اورد آن را سوپرانو ساکس می نامند که مهتاب با مقاله ای تحقیقی در فرانسه آن را رد کرد  و سوپرانو را از قره نی ترک جدا و به سرنا نسبت داد به علت توضیحات علمی و کارشناسی او دکتری افتخاری انجمن موسیقیدانان فرانسه پاریس به او اهدا شد و ایشان با این موجود ۲ دکتری دارندو

5_ پانته آ. که هنوز بخش ایشان چون کمی کار دارد و با یک وبلاگ دیگر که خود دکتر آن را می نویسد آدرسش را اعلام می کنیم. این دو وبلاگ با نویسندگی پانته آ از اولین دوستان پایگاه دکتر خلیل پور با ارد بزرگ و مواردی که...ایشان بسیار متین و دوست داشتنی هستند(من از اینکه نمتن این تایپ کنم از روی بوردلاپ خجالت می کشم مرا معذرت می خواهم.) و هنوز هم تا آخر با دکتر خواهند ماند و من شرمین کوچولو ترین دختر پایگاه هستم ۱۵ ساله و نقاش.پدرم رو می شناسید و نام فامیلیم رو با اجازه نمی گم. و از کودکی نزد پدرنقاشی و صراحی کار کردم و هنوز هیچ اثرطرح و یا سیاه و مداد و گواش و روغن و  در وبلاگ نیووردم.اما اینبار آثارم رو می آرم.و هنوز هیچ اثری رو به خواست پدر با رایانه خلق نکردم.

و ۳ وبلاگ دیگر که توضیح داده شد.

در حال حاضر وبلاگهایی که آدرسشان اعلام شده فعال هستند.این هفته هم وبلاگ فرانسه باز می شود که متعلق به خانم ملک است و اگر اجازه دادند از آن در پایگاه خود استفاده کنیم.

همینطور وبلاگ اتالی هم متعاق به خانم ملک می باشد که از هفته آتی راه می افتد و آگر مدیر این دو وبلاگ فرانسه و ایتالی زبان خانم  ملک اجازه دهند ما از این وبلاگها در پایگاه استفاده می کنیم.

یک وبلاگ تخصصی کاریکاتور هم در هفته ی بعد به ما ملحق می شود که به صورت آزاد کار می ند اما اثاری که از آنها در وب کارتون ما نشان داده می شود با تائید مدیریت دکتر خلیل پور است که اولین کاریکاتور را از  استاد ارد شرکا در این وب کارتون می گذارند و دوستان کارتونیست ما فرانسوی هستند و با متون و نامه ها و همه ی مواردی که اینجا داشتیم اشنا هستند چند اثر استاد را دیده اند و همچنین مات مانده اند و هم چندیدن عکس از استاد را نشانشان دادیم برای کشیدن این کاریکاتور اثر کارتونیستهای فرانسوی.

هفته ی آتی با نام استاد بزرگ ارد شرکا آغز می شود و این هفته را به نام ایشان نامگذاری کرده ایم.ما برای پایگاه هنری وبهای تحت مدیریت دکتر خلیل پور ۸ لاگ این هفته ها را نامگذاری می کنیم.این ربطی به تقویم ملی ندارد.تقویم پایگاه هنری ما به گونه ی دیگریست و هفته ی بعد از آن به نام استاد ممیز نامگذاری شده است. مطالب این هفته هر وبلاگ گروه پستی در مورد استاد از مقاله تحلیل عدل آثار شخصیت وو می پردازد.

هنوز هم آن مطالب خیلی مهم رذا در موردی که با جواب به چند سوال سرورم مهری بلوری خواستم بدهم انجام نشد و من همچنان منتظرم. کاش بشود تا فردا....

من دکتر خلیل پور به همراه : پانی - صبا - مهتاب- علی (شیدا) - شرمین - استاد دکتر صدر و اعضای کارتونیست فراس در خدمت هنر و هنرمند راستین.

I love you orod        I Love You Orod    I  Love You Orod

+ نوشته شده توسط مهتاب و وبگروهی دکتر سهیل خلیل پور در Fri 14 Jul 2006 و ساعت 21:32 |
سلام بر همه ی شما دوستانی که در این مدت کوتاه به من لطف داشته اید و عذر از همه ی دوستانی که به دلایل زیر کمی یا زیادی شوخی را با نوشته درهم کردم و شاید دوستانی از من رنجیده باشند.

با وجود اصرار بسیار از جناب دکتر خلیل ور دوست خوبم مبنی بر حفظ حرمت اساتید و شوخی نکردن ننوشتن شوخی نگاری من برای آشنائی و درگیر شدن با روحیات دوستان بزرگی که دکتر خلیل پور معرفی کردندبه عنوان دوستانی که خوب می نویسند و خوب هنرمند هستند مجبور شدم یا ترجیح دادم اینگونه وارد شوم.

من آدم بی ادبی نیستم و حفظ حریم و حرمت اساتید را بر خود واجب می دانم.اما فضای بسیار سنگین اینجا کمی خفقان آور بود و من با دوستانی که می خواستم ارتباط بر قرار کنم  کمی انگار زیاده رفتم.و انگار زیادی حق با استاد خلیل پور(ببخشید معلم خلیل پور بود)خودش بسیار حساس شده بر این القاب.

به همین دلیل با عذر خواهی فراوان از دوستان باید بگویم من حرفهای را که به بعضی از دوستان به چشم دوست پسری (ببخشید به چشم برادری) زدم یعنی نگاشتم موجب رنجش فراوان معلم خلبل پور شد.از ایشان هم عذر می خواهم.

اننگار اینجا باید فقط عذر خواست و همیشه با القاب باری کرد و راحت نتوان نوشت و ارتباط برقرار کرد مگر همه را از برادران و خواهران بدانیم.

در هر صورت نتایج خوبی که گرفتم اولین کامنت بعد از کامنتهای بسیار زیاد مبنی بر حفظ حریم و اذیت نکردن دکتر خلیل پور(بی آنکه بدانند و فکر کنند به اینکه من سالها در خدمت ایشان بوده ام و ..) بود.

این کامنت نشان دهنده ی معرفی درست دکتر بود.

استاد عزیزم آقای سیامک بهروز با کامنتی بسیار زیبا مرا به فکر واداشتند.من از مدتی پیش آثار نوشتاری ایشان و چند تن از عزیزان را مطالعه کرده بودم و دکتر هم به من گفتند ایشان نویسنده شاعر و استاد هنرهای تجسمی هستند.من شاید اشتباه دریافت کردم از هنرهای تجسمی تا اینکه ایشان فرمودند مجسمه ساز هستند و آماتور می نویسند.

اما به نظر من که در بسیار صفحات وب و نشریات بر آثار نوشتاری فارسی تعمق کردم اگر ایشان با آن آثار نوشتاری زیبایشان بدون پیچیده گویی که خودشان فرمودند(با توجه به آجه شما پیچیده نامیده اید و در اشعار من آن را "منظور ساده نویسی خوب" را دیده اید باید بگویم من ترشحات حسی خود را می نگارم و گر نه آماتور هستم و مجسمه سازی کار تخصصی نت است و باقی...که این باقی بسیار زیبا ست انقدر زیبا که می خواهم برای خودم نگه دارم به عنوان اولین هدیه از استاد سیامک بهروز شما هم اگر می خواهید در کامنتها می توانید ببینید.

باقی : اگر ایشان خود را در شعر آماتور می دانند پس حرفه ای ها را من لابد هنوز نمی شناسم.ایشان به زیبائی با واژه ها بازی می کنند.ترکیب وازه سازی ایشان به قدری جالب اسیت که حتی کامنتی که دادند یکمانیفست هنری است.

باور داشتن یک اثر و ارتباط با آن دیگر دست شاعر نیست بلکه با مخاغطب است

آنچنانکه خود گفته اند همین که شما از دیدن مجسمه های ساخت دست من خوشحال و یا ناراحت"منظور حس دین اثر و تاثیر آن است" می شوید برایم کافی است.

 

و به نر من این حرف کاملا منطقی است.ایشان علاوه بر متتن شیوایشان در اشعارشان گفته اند:گاهی نمی شود آن سادگی را که می گویید در کاری به کار برد و همه ی مسائل را نمی شود با سادگی بیان کرد و یعضی از نکات را باید پیچیده گفت.

و این حرف اثبات می کند که من "البته دکتر خلیل پور"در انتخاب اولین هنرمند برای خواندن آثارش اشتباه نکرده اند و نکرده ام.من از شاعران و هنرمندان حاضر حرف می زنم و نه از شاملو و نیما و فرخزاد.

پس در این عصر که استاد بهروز به زیبائی آن را اینگونه رد می کنند:من با پست مدرنیسم و لغتهای اینچنینی و مکاتب و باری بله هر جهت کاری ندارم و همان که ..در بالا نوشته است.

پس ایشان همان شاعری هستند که اتفاقا هم شعر را خوب می شناسند و هم همه ی مکاتب و ژانرهای هنری را اما به آنها دلبستگی ندارند و چه خوب می گویند که شعر من ترشحات حسی من است.

از ایشان بابت همه ی شوخیها که موجب بر قراری ارتباط شد متشکرم و عذر می خواهم. و از دکتر خلیل پور که با اولین معرفی یک هنرمند و آثاری را به من هدیه و نشان دادند که می توانم حتی کامنتشان را هم اثر بنامم. کیسی که در اوج هنر خود را آماتور می داند استادی است که امثال من که به واسطه ی تحصیل و بورسیه و مدرکی بالا در یک رشته هنری خود را به زمین و زمان می کوبند یک الگو هستند.

سلامی دوباره به ایشان استاد خوبم سیامک بهروز و آرزوی موفقیت روز افزون برای شما.

من از دیدن جند اثر استاد ارد شرکا از جمله اثری که در وبلاگ اصلی دکتر خلیل پور بود به شدت احساسی شدم و گریه کردم.

این اشک مقدس بود و من به خود و به سرزمینم افتخار می کنم.چرا که سمبل گروه ما دکتر ی است که خود سمبل دیگری را به ما نشان داد و این سمبل یهنی استاد ارد با اثرش خدا را به یاد انسان می آورد.

چنانکه در خلق اثر ایشان می توانند انسانی را با خنده به گریه وادارند و همذات پنداری هنری در این مثلث یعنی من و کشورم با همراهی و کمک دکتر خلبل پور به خط دیگر مثاث یعنب استاد ارد می رسیم که در بین این مثلث همگی شاهد خلقتی هستیم که خداوند را به ما یاد آور می شود.

به خود می بالم.

و به پرشین می بالم و به پاساگارد.

و به استاد بهروز طو دکتر خلیل پور و استاد بزرگ ارد شرکا.

و اینکه همه ی اینها که نام بردم اساتیدی هستند که از یکی سالها آموختم و از یکی در یک کامنت به اندازه ی سالها و از دیگری یعنی استاد ارد در ندیدن و دین اثرشان به اندازه ی همه ی عمرم.

پس باز هم افرین ایرانی

آفرین بر تو.و اینکه همین استاد من می ایستد و از ایشان و خانمها ئی که هنوز خدمتشان نرسیدم چنان عذری می خواهد که در همه ی سالهای دور بودن شاهدش نبودم اصلا نبودم. پس اینجا باید جائی باشد که من هنوز نمی شناسمش.

سرزمین من تو را دوست دارم.

تشکر از همه ی دوستان

 مهتاب ساعت به وقت تهران نوشته می شود.

تا پست بعدی  ما همه یاران قافله ی دکتر خلیل پور خود را از رهروان استاد ارد هم می دانیم.ممکن است بعضی نوشته های دکتر نوشته های ما باشد که در آنصورت با ذکر نام در کنارش از نویسنده ی آن نامبرده می شود چرا که ما همه نمی توانیم مستقیم بنویسیم و اگر دکتر برای ارد یزرگ بنویسد من با  پا فشارب اثار خود و یاران دیگر وبهای تحت مدیریت ایشان آثارمان را به نام وبهای دکتر و ذکر نام نویسنده پیشکش می کنم تا همه بدانند که ما هم رهرو همان راهیم که دکتر می رود و آن راه راه استاد ارد است که  حتما راه ثواب و خوبی است.

با تشکر از دکتر خلیل پور و استاد سیامک بهروز

+ نوشته شده توسط مهتاب و وبگروهی دکتر سهیل خلیل پور در Wed 12 Jul 2006 و ساعت 20:27 |
هی تلفن کامنت که چی ؟ وجه دکتر خراب می شه.هزار بار هم که بگم نمی گیری بابا دکتر خودش گفت هر کاری می خوای بکن فقط قانون حاکم بر ایرانو زیر پا نذار.وگرنه من که اینجام و دست احدی هم بهم نمی رسه.ودکتر هم خوب خصوصیات منو می دونه.بابا جون چند بار بگم که همه ی آدمها وجه دیگشون رو باید نشون بدن تا صادق باشن.من از هفته ی دیگه جدی نویسیم شروع می شه و مقاله هام که بیشتر انتقاد شدید بر حال و هوای ادبیات و فرهنگ حاکم بر ایرانه و اینکه ایران امروز از نظر ادبی داره پس رفت می کنه و پیچیده گوئی هاش رو چنان می کوبم که .. و تازه دکتر از چندی پیش لیست چند سایت و وبلاگ ایراننی رو بهم داد که از منتقد هنری کهنسال میانسال جوون ونوجوون هستند و من هم که اولین مقاله رو در مورد یک منتقد خوب و کار ازموده جوون می خوام بنویسم که وقتی اینجا بودیم دکتر که با نشریات داخل البته هنری خیلی خوب کار می کنه یعنی فقط می خونه ایبن شاه پسر منتقد ایروونی رو معرفی کرد و نقدش رو تو کلاس نقد بر کتاب زویا برامون خوند و تشریح کرد و ما عکس شاپسر ایروونی رو تو نشریه کالج با استاد معروفی و چند استاد دیگه چاپ کردیم.و حالا هم من وبلاگ و سایت ایشون رو خوب مطالعه کردم و آخرین کتاب یا اولین کتاب رو هم که دیروز رسید خوندم و پیوند زدمش به دل نه ببخشید به وبلاگم. پدرام خان رضائی که لینکش کردم.اما خوب نقدهائی هم وارد کردم بر آثارش.

و یک دختر خانوم خوی خانم دکتر دامپزشکی که خوب هم شعر می گه.ابتذال شعری امروزی نداره و پیچیده هم نمی گه افسانه  فکر می کنم باید باشه.من درختم تو بهار.آره همینه و یکی دیگه که دکتر گفت حتما بنویسم استاد باشه استاد سیامک بهروزی بود که چند کار ایشون رو هم خوندم که خیلی خوب بود و یک وبلاگ خودم پیدا کردم به نام مونولوگ در ساعت ۳ که راس کار دکتر و منه تو سینما.

اره.بگذریم.یه عکس از نزدیک بهتون نشون بدم؟

آخه دکتر همیشه مینیهد می ذاره رو سرش.واسه این که موهاش نارنجی می شه وقتی بلند می شه .نارنجی که نه به بلوطی می زنه و اون دوست ند اره و تارزه موهاش همیشه ژولیدست که خیلیم با حاله و من دوست دارم پانی هم همینو می گه اما اون موهاش رو همیشه کوتاه می کنه و یا سیاه می کنه.موهاش بدون بیگوتی فرم فر می شه اونم چه فری.

دارم میرم خواستگاری دکتر انگاری.پانی جون چیه عزیزم. تو که می گی:من با دغتر مغثل بغادریم.ما باغم به چسم غنسان نغا می کنیم.غنسان؟پانی خلاصه من نفهمیدم غنسان چیه آها نکنه انسان رو می گی.

ادامه در پست بعد/مهتاب بکراند.

+ نوشته شده توسط در Sun 9 Jul 2006 و ساعت 17:57 |
من به عنوان يکی از دارندگان اين وبلاگ از زحمات اين گروه جوان و با هوش تشکر می کنم/اگر به حجم نوشته ها و عملکردها بر روی سرور اين مرکز اشراف داشته باشيم بايد از تجهيزات رايگان اين سرور تشکر کرد و با تشکر از اين گروه جوان و کار ازموده انها را به ادامه کار تشويق کرد/شما فکر کنيد که از فردا اين سرور تعطيل شود/ان وقت می فهميد که چه کار بزرگی را اين دوستان انجام می دهند/من از طرف نويسندگان مستقل از اين مرکز تشکر می کنم/ پس بیا ييد با عمل به موارد ی که متعهد شده ايم اين دوستان را اذيت نکنيم و هر سال سالگرد تاسيس اين مرکز را جشن بگيريم و به اين مرکز که متعلق به خودمان است کمک کنيم/هر چند که نجابت اين دوستان باعث شده تا کنون گله ای نداشته باشند ولی مطمعنن اين گروه احتياج به حما يت ما دارد/   مهتاب                    ( نويسنده ی کتاب ترانه ای برای مرگ /تقديم به همه ی ساکنان بم/هر چند که از بم دورم اما ایرانیم و بم یعنی یک تم غمناک. و بم یعنی موسیقی اشک. و بم یعنی نجابت مردمانی که حالا دگر همه بمب شدند. از صدای بم این کودک بپرس بم کجاست؟ این کتاب رو وقتی دکتر به ناشر من پیشنهاد کرد اون سریع پذیرفت.نوشته ها و اشعار به فرانسه بود و من با اجازه ی دکتر اونو به انگلیش هم ترجمه کردم اون روزها همه ی دنیا از این زلزله ی وحشتناک خبر می داد و بیشتر همه کارشناسان خصوصا شبکه های کابلی از آثار فرهنگی و ارگ می گفتند تا مردم این ارگ)

حالا کتابی با عنوان ترانه ای برای روشنائی از دکتر به بازار اومده که به دو زبان فارسی و انگلیش چاپ شده. و کتاب ترانه ای برای مرگ هم که برای چندمین بار اما اینبار با مقالاتی جدید پیوست کتاب شده ودر حال بررسی و .....تا هفته ی دیگه در ایران می تونید بخرید.

       عدالت نیست در این شهر/مهتاب  

+ نوشته شده توسط مهتاب و وبگروهی دکتر سهیل خلیل پور در Tue 25 Apr 2006 و ساعت 19:25 |