با وجود اصرار بسیار از جناب دکتر خلیل ور دوست خوبم مبنی بر حفظ حرمت اساتید و شوخی نکردن ننوشتن شوخی نگاری من برای آشنائی و درگیر شدن با روحیات دوستان بزرگی که دکتر خلیل پور معرفی کردندبه عنوان دوستانی که خوب می نویسند و خوب هنرمند هستند مجبور شدم یا ترجیح دادم اینگونه وارد شوم.
من آدم بی ادبی نیستم و حفظ حریم و حرمت اساتید را بر خود واجب می دانم.اما فضای بسیار سنگین اینجا کمی خفقان آور بود و من با دوستانی که می خواستم ارتباط بر قرار کنم کمی انگار زیاده رفتم.و انگار زیادی حق با استاد خلیل پور(ببخشید معلم خلیل پور بود)خودش بسیار حساس شده بر این القاب.
به همین دلیل با عذر خواهی فراوان از دوستان باید بگویم من حرفهای را که به بعضی از دوستان به چشم دوست پسری (ببخشید به چشم برادری) زدم یعنی نگاشتم موجب رنجش فراوان معلم خلبل پور شد.از ایشان هم عذر می خواهم.
اننگار اینجا باید فقط عذر خواست و همیشه با القاب باری کرد و راحت نتوان نوشت و ارتباط برقرار کرد مگر همه را از برادران و خواهران بدانیم.
در هر صورت نتایج خوبی که گرفتم اولین کامنت بعد از کامنتهای بسیار زیاد مبنی بر حفظ حریم و اذیت نکردن دکتر خلیل پور(بی آنکه بدانند و فکر کنند به اینکه من سالها در خدمت ایشان بوده ام و ..) بود.
این کامنت نشان دهنده ی معرفی درست دکتر بود.
استاد عزیزم آقای سیامک بهروز با کامنتی بسیار زیبا مرا به فکر واداشتند.من از مدتی پیش آثار نوشتاری ایشان و چند تن از عزیزان را مطالعه کرده بودم و دکتر هم به من گفتند ایشان نویسنده شاعر و استاد هنرهای تجسمی هستند.من شاید اشتباه دریافت کردم از هنرهای تجسمی تا اینکه ایشان فرمودند مجسمه ساز هستند و آماتور می نویسند.
اما به نظر من که در بسیار صفحات وب و نشریات بر آثار نوشتاری فارسی تعمق کردم اگر ایشان با آن آثار نوشتاری زیبایشان بدون پیچیده گویی که خودشان فرمودند(با توجه به آجه شما پیچیده نامیده اید و در اشعار من آن را "منظور ساده نویسی خوب" را دیده اید باید بگویم من ترشحات حسی خود را می نگارم و گر نه آماتور هستم و مجسمه سازی کار تخصصی نت است و باقی...که این باقی بسیار زیبا ست انقدر زیبا که می خواهم برای خودم نگه دارم به عنوان اولین هدیه از استاد سیامک بهروز شما هم اگر می خواهید در کامنتها می توانید ببینید.
باقی : اگر ایشان خود را در شعر آماتور می دانند پس حرفه ای ها را من لابد هنوز نمی شناسم.ایشان به زیبائی با واژه ها بازی می کنند.ترکیب وازه سازی ایشان به قدری جالب اسیت که حتی کامنتی که دادند یکمانیفست هنری است.
باور داشتن یک اثر و ارتباط با آن دیگر دست شاعر نیست بلکه با مخاغطب است
آنچنانکه خود گفته اند همین که شما از دیدن مجسمه های ساخت دست من خوشحال و یا ناراحت"منظور حس دین اثر و تاثیر آن است" می شوید برایم کافی است.
و به نر من این حرف کاملا منطقی است.ایشان علاوه بر متتن شیوایشان در اشعارشان گفته اند:گاهی نمی شود آن سادگی را که می گویید در کاری به کار برد و همه ی مسائل را نمی شود با سادگی بیان کرد و یعضی از نکات را باید پیچیده گفت.
و این حرف اثبات می کند که من "البته دکتر خلیل پور"در انتخاب اولین هنرمند برای خواندن آثارش اشتباه نکرده اند و نکرده ام.من از شاعران و هنرمندان حاضر حرف می زنم و نه از شاملو و نیما و فرخزاد.
پس در این عصر که استاد بهروز به زیبائی آن را اینگونه رد می کنند:من با پست مدرنیسم و لغتهای اینچنینی و مکاتب و باری بله هر جهت کاری ندارم و همان که ..در بالا نوشته است.
پس ایشان همان شاعری هستند که اتفاقا هم شعر را خوب می شناسند و هم همه ی مکاتب و ژانرهای هنری را اما به آنها دلبستگی ندارند و چه خوب می گویند که شعر من ترشحات حسی من است.
از ایشان بابت همه ی شوخیها که موجب بر قراری ارتباط شد متشکرم و عذر می خواهم. و از دکتر خلیل پور که با اولین معرفی یک هنرمند و آثاری را به من هدیه و نشان دادند که می توانم حتی کامنتشان را هم اثر بنامم. کیسی که در اوج هنر خود را آماتور می داند استادی است که امثال من که به واسطه ی تحصیل و بورسیه و مدرکی بالا در یک رشته هنری خود را به زمین و زمان می کوبند یک الگو هستند.
سلامی دوباره به ایشان استاد خوبم سیامک بهروز و آرزوی موفقیت روز افزون برای شما.
من از دیدن جند اثر استاد ارد شرکا از جمله اثری که در وبلاگ اصلی دکتر خلیل پور بود به شدت احساسی شدم و گریه کردم.
این اشک مقدس بود و من به خود و به سرزمینم افتخار می کنم.چرا که سمبل گروه ما دکتر ی است که خود سمبل دیگری را به ما نشان داد و این سمبل یهنی استاد ارد با اثرش خدا را به یاد انسان می آورد.
چنانکه در خلق اثر ایشان می توانند انسانی را با خنده به گریه وادارند و همذات پنداری هنری در این مثلث یعنی من و کشورم با همراهی و کمک دکتر خلبل پور به خط دیگر مثاث یعنب استاد ارد می رسیم که در بین این مثلث همگی شاهد خلقتی هستیم که خداوند را به ما یاد آور می شود.
به خود می بالم.
و به پرشین می بالم و به پاساگارد.
و به استاد بهروز طو دکتر خلیل پور و استاد بزرگ ارد شرکا.
و اینکه همه ی اینها که نام بردم اساتیدی هستند که از یکی سالها آموختم و از یکی در یک کامنت به اندازه ی سالها و از دیگری یعنی استاد ارد در ندیدن و دین اثرشان به اندازه ی همه ی عمرم.
پس باز هم افرین ایرانی
آفرین بر تو.و اینکه همین استاد من می ایستد و از ایشان و خانمها ئی که هنوز خدمتشان نرسیدم چنان عذری می خواهد که در همه ی سالهای دور بودن شاهدش نبودم اصلا نبودم. پس اینجا باید جائی باشد که من هنوز نمی شناسمش.
سرزمین من تو را دوست دارم.
تشکر از همه ی دوستان
مهتاب ساعت به وقت تهران نوشته می شود.
تا پست بعدی ما همه یاران قافله ی دکتر خلیل پور خود را از رهروان استاد ارد هم می دانیم.ممکن است بعضی نوشته های دکتر نوشته های ما باشد که در آنصورت با ذکر نام در کنارش از نویسنده ی آن نامبرده می شود چرا که ما همه نمی توانیم مستقیم بنویسیم و اگر دکتر برای ارد یزرگ بنویسد من با پا فشارب اثار خود و یاران دیگر وبهای تحت مدیریت ایشان آثارمان را به نام وبهای دکتر و ذکر نام نویسنده پیشکش می کنم تا همه بدانند که ما هم رهرو همان راهیم که دکتر می رود و آن راه راه استاد ارد است که حتما راه ثواب و خوبی است.
با تشکر از دکتر خلیل پور و استاد سیامک بهروز







