تبليغاتX
کوچه شلوغ است.
دوستان چه بگویم که غمی بر جانم نشسته است.

قول مقاله و جواب مصاحبه ی مهری بلوری عزیز و اما این خبر بزرگ. سیستم من با مشکلی مواجه شدهخ اما به هر صورت این مطلب را می نوسیم و تقاضایم این است که دوستان عزیز نهراسید و با اندیشه ای به و سعت آسمان بیاندیشید تا بفهمید که چه دارد بر سرمان می اید.

شهر باستانی تابران و بزرگ مرد ایران و ..فردوسی بزرگ را چه می تواند التیام بخشد و ایا جواب مسئولین قابل درک و منطقی است؟

دویتان عزیز من.

دانشجوهای خوبم که در چند روز گذشته مبنی بر مورد خاصی که از هویت ایران گفتم و از آزادی زندانیان  سیاسی و از بی عد لی و بی حرمتی به  همدیگر و بزذرگان ..شما دانشجویانی که با ۳ روز این اخراج را"چون استعفا را نپذیرفتم همراه با وعده ای که پشتش ضمیمه بود" و کتک خوردید و تحصن کردید و من را شرمنده و کی می داند جز دوستان نزدیکم مثل "سعیدیوس" و. چند نفر دیگر که چقدر ....فقط به خاطر کتک خوردن دانشجویان مدافع من و مخالف با اخراجم ..! حالا همان موقع رسیده.شما دختران و پسران هم نسل من» که لقب استاد بر من و دانشجو بر شما تشریفاتی است و خود می دانید نظرم را.

با من یباشید و نظریه ی ارد بزرگ و هم استاد معرولفی را و هم من را بخوانید و آرام ننشینید.

من سهیل  خلیل پور"آلفردو طبری" مدیر ۸لوگ از همه می خواهم در این اعتراض همراه باشند و محکوم کنند این حرکت متوحش ...وای بر ما که بخواهیم ساکت بنشینیم و اینان تکتک از  فردوسی بزرگ و بعد سایرین خرابکاران این ارامگاه..

شوکه ام و ..نمی دانم شکایتم را نزد چه کسی ببرم.

آیا این است جنگ پانها و خدمتگذاران دولت؟! دولت به اصطلاح مردمی آیا..

لعنت بر هر کس و دولت و هر بی شرم که درهر مقام و پستی این برنامه را پایه ریخت و یا شاهد بود و یا...

و بیانیه ارد بزر و خبر :

برگرفته از :
 

در پی دو انفجار بزرگ در شمال شهر باستانی تابران و آرامگاه فردوسی ، بیانیه ای از سوی اندیشمند و هنرمند عزیز کشورمان" ارد بزرگ "در این ارتباط منتشر شده است  که بخشی از آن به شرح زیر است :

اگر به پیشینه ایران زمین بنگریم کجا نامی به بزرگی و سترگی فردوسی یافت می شود؟.
توده خردمند کشورم
چنانچه از داستانهای اندوه بار دو ماهه گذشته شهر باستانی تابران و گنجینه باستانی توس بر می آید ،
ساده انگاری سرپرستان این بخش مایه آسیب فراوان  به گنجینه با ارزش میهنی گشته است .
ایدر باید از سرپرستان این بخش پرسیده شود چگونه در کمتر از دوماه ، نخست دکل پر فشار برق بر فراز میراث کهن توس جای داده می شود ؟ و حالا دو انفجار در شمال شهر باستانی تابران به چه گونه است ؟می گویند گمان می رود برگرفته از ترکیدن دینامیت برای راه سازی بوده است! .
امیدوارم سرکردگان این رویدادها ی شوم که خود کارگزار دولتند  درپیشگاه دادگری به کیفر رفتار نابکردار خود برسند تا دگر بیننده اینگونه نابکاری های آشکار نباشیم .

 منطقه ای که دچار آسیب شده است :

 

بیانیه مهم ارد بزرگ در مورد تخریب آرامگاه فردوسی

اعتراض ارد بزرگ به انفجار در شمال آرامگاه توس

بیانیه اعتراض ارد بزرگ به دولتمردان

وای بر ! بر خیزید. دوستان تجمع آرام در دربهای دانشگاه. دوستان تجمع آرام و سکوت در همه جای کهن : دکتر سهیل :A-F

+ نوشته شده توسط مهتاب و وبگروهی دکتر سهیل خلیل پور در Thu 28 Dec 2006 و ساعت 20:18 |

 

وبلاگ زیبای شاپور خانزادی را با کلیک بر روی تصویر زیر ببینید

این وبلاگ بر اساس آموزه های ارد بزرگ طراحی و ساخته شده است - OROD BOZORG

 

سایتی  برای اساتید دانشگاه ، دانشجویان رشته های حقوق ، علوم سیاسی ، ارتباطات  و روزنامه نگاران

بر روی کتاب کلیک کنید

دکتر سهیل"الفردو" مدیریت ۸ :بسیار جای شگفتی داشت وقتی نظریه ی "ارد بزرگ" را و هم برآیندی از سخنان این فرزانه و یگانه ی تاریخ » را مرور می کردم.انگار که نیای من و هویت چندین هزار ساله ی این خاک را دوباره دارم لمس می کنم.

دکتر مهتاب : واقعا" نمی دانم چگونه می شود چنین نظریه ای را چشم پوشی کرد و نخواند. خواندنش هم جای شگفتی دارد. چگونه انسانی در عصر ما از ورای تاریخ و از ماورای هستی چنان سخن می گوید که شک جایز نیست.

+ نوشته شده توسط مهتاب و وبگروهی دکتر سهیل خلیل پور در Sat 23 Dec 2006 و ساعت 14:49 |
مدتی است وبهای ۸لوگ و همچنین مرجع اصلی ۸لوگ و هم خانه ی بزرگ دوستداران پاساگارد و استاد

ارد شرکا به حالت بسته در آمده است.

این موضوع اصلا ربطی به وب اعتراض مدیریت ۸ لوگ ندارد.

وبهای ارد بزرگ اگر کمی کم کار شده اند دلیلش این است که در یک مقطع زمانی یک نفر باید یک حرکت رو به جلو برای فرهنگ و هنر این آب و خاک می کرد.

و بعد از ترور نافرجام ارد شرکا استاد بی همتای هنر طنزآرائی جهان این حرکت خود جوش توسط حمایت هنرمندان و دوستداران هنر به وجود آمد.

حرکتی که به نقل از سرورم استاد معروفی"جعفر" یک حرکت تاریخی است.

بی شک همینطور است.

اما اعتراضات مدیریت ۸ لوگ به مواردی دیگر و تحصن و بسته شدن وبهای تحت مدیریت ایشان یعنی ۸لوگ همگی به دلیل اعتراض مدیریت به مسولین است.

و این حرکت ربطی به هیچ کس نارد و یا بهتر است بگویم به کسی مربوط نمی شود.

و مسئولیتش تنها بر گردن شخص مدیر ۸لوگ یعنی اقای سهیل خلیل ژور می باشد

دکتر سهیل خلیل پور"آلفرد طبری" به دلایل مختلف فرهنگی متحصن هستند.

همانطور که می دانید و می بینید توقیف نشریات بدون هیئت تعیین شده توسط قانون گذار از طرف

خود قانون به بی قانونی توقیف می شوند. و کارشناسی صورت نمی پذیرد.

از طرف دیگر هم مرگ اساتید بزرگ در این دو ساله اخیر موجب شده تا بسیاری از کسانی که هنر را از دریچه ی قدرت می بینند پا به عرصه بگذارند و...

دوستانی که مایلند از اعتراضات مدیریت ۸لوگ با خبر شوند می توانند به وب اصلی و  مرجع ۸ لوگ مراجهع کنند.

دو وب اینجا ایران است در بلاگفا که در همه ی وبهای ۸ و هم وبهای مرتبط به هم لینک است  و هم وب

عدالت برای همه در محیط ُتی کی سرور .با سرچ " دکتر آلفرد فرانچسکووی"

و هم در بلاگ اسپوت با نام نابخشوده در سرور سرچ با همان نام بالا .

و فرانسه زبان.

ایتالی زبان .

.......می توانید شاهد اعتراضات و  لایل ان باشید.........

ما همگی به تبعیت از مدیریت تا اطلاع ثانوی نمی نویسیم.

هر چند حرف و حدیث های مختلف مثل همیشه وجود دارد.

اما این حرفها را به هیچ ...حساب نمی کنیم.

دشمنان بدانند که برای زنده کردن یا و خاطره ی بزرگواران و اساتید و هم به دست اوردن دل رنجیدگان و اساتیدی که نامهربانیهای زیادی را متحمل شدند  گروه ۸ هر کاری خواهد کرد.

این اعتراضات نه جنبه ی دینی دارد و نه جنبه ی سیاسی.

بلکه همه ی جوانب را در نظر گرفته ایم.

منتظر بودید که بشنوید و یا بخوانید فقط جنبه ی هنری دارد.

امات نه.

این اعتراضات در سیاست در هنر و فرهنگ در سانسور در موارد دینی و سو استفاده از دین به عنوان یک ابزار سرکوب گر.

و محیط خفقان جامعه از نظر رسانه ای..

حتی رسانه ها دیگر مرگ  به قول حضرات که ما را سکولار و بی دین و هنر ستیز و تازه به دوران رسیده و کپی بردار ...

و این روزها شخص دزد و سارق ادبی علی عبدارضائی در ناتور از پدرام رضائی زاده در کامنت مدیریت ۸ در باب انهدوانا و سرقت ایشان با نامی کاذب حرفهای پوچی را با محتوی این که: دیگر با این ژست ها نمی توان معروف شد خواست دوباره خود را ...

اما عیان است که نه شهرتی است که خواهان ان اگر بودیم شهیرترین ها را در کنار خود داریم و خود نیز از شهرت چو بیزاریم نمی خواهیم کاری به کارمان داشته باشند.

و گرنه که خود دکتر سهیل "آفرد طبری" که در ۲۸ سالگی عضو گروه معروف ۷ از نخبگان پزشکان بدون مرز خبرنگاران بدون مرز هستند و هم در این سن افتخارات زیادی را کسب کردند.

در ضمن بزرگترین افتخار ما ارد بزرگ است که جهانی می شناسندش ولی رسانه های ایرانی با ایشان برخورد حذفی دارند.چرا که او یک هنرمند والا می باشد که توان رهبری و اندیشه اش در موارد فرهنگی از همه ی اساتید حال و اید قبل بیشتر است.

حالا اگر رسانه های کشور بازتاب ندارند و برخورد حذفی دارند...

در جریان انتخاب هنر مند برتر که یک حر کت تاریخی بود و با حضور بزرگترین وب نویسان فارسی و هم اساتید هنر در پاساگارد معرفی شد..

و در کانون نظر سنجی به لطف خانم پروانه رضائی و دیگر دوستان...

به وبهای دیگر هم سر بزنید.

اعتراض و تحصن ما در اینجا ایران است و چند وب لینک شده و اعلام شده ....

+ نوشته شده توسط مهتاب و وبگروهی دکتر سهیل خلیل پور در Mon 30 Oct 2006 و ساعت 5:55 |

به نقل از خبر گزاری ها این روزها سعیدیوس فقط به دنبال موبی دیک می گرده.

و حالا یک دانشجوی اخراجی هم شده.

تازه فقط برای ۶ واحد.

تازه عاشق هم شده.

تازه موبی دیکش رو هم تو ماداگاسکار گم کرده.

تازه ۲۰ میلیون دلار هم نداره .

تازه اگه داشته باشه هم به کارش نمی آد.

تازه  می ترسیم که با چیزهائی چون شیشه و ال اس دی به فضا بره.

خوب  جوونه .عاشقه.اخراج هم که شده.اونم ترم آخر.۶ واحد.رفیق بد هم که فراوون.

تازه قبلا" به نقل از اینجا-ایران است اندیشه های کافکائی هم داشته و حالا نداره.

اگه دوباره بیاد سراغش  کی جواب می ده؟

خوب ما هم به عنوان یک دوست باید براش کاری کنیم.

مگه نه؟ نه.

کی گفت نه؟ من.

بی خود.تو سعیدیوس که اخراجی هستی با اجازه کی اومدی سر کلاس؟ هان؟

این تریبون فقط برای سعیدیوس و انوشه خانومه.

........................................................................

و این حرفهای سعیدیوس در مورد انوشه خانم:

 

انوشه‌خانوم! انوشه‌خانوم!  من عاشق ِ تو شدم.

 

انوشه‌خانوم! انوشه‌خانوم!  من عاشق ِ روی ِ ماه تو شدم، عاشق ِهلال ِ ابروی ِ تو، عاشق ِ افق ِ پیشونی‌ت، سحابی ِ چشمات، آسمون ِ نگاهت.

 

انوشه‌خانوم! انوشه‌خانوم!  می‌خوام ازت خواستگاری کنم. بیا از شوهرت طلاق بگیر و زن ِ من شو.

 

انوشه‌خانوم! انوشه‌خانوم!  من همه عمرم به ستاره‌ها زُل زدم. شبا رو پشت بوم خوابیدم. بیا و با من ازدواج کن و منو با خودت ببر فضا. می‌خوام ستاره‌ها رو از نزدیک بشمارم.

 

انوشه‌خانوم! انوشه‌خانوم!  من یه دانشجوی ِ بدبخت ِ اخراجی ِ فیزیک‌ام. امّا اسم همه‌ی ِ ستاره‌ها رو از بَر‌م. صورت‌های فلکی رو می‌تونم هجی ‌کنم. داستان زندگی ِ تک‌تک ِ ستاره‌ها رو می‌دونم. همه رو به تو می‌گم. بیا با من ازدواج کن و منو با خودت ببر فضا تا روی ِ همه‌ی ِ چستادهای احمق‌ام کم بشه.

 

انوشه‌خانوم! انوشه‌خانوم!  استاد ِ عوضی ِ نجوم ِ ما به من داده 11. بیا منو با خودت ببر بین انجم تا وقتی برگشتیم برم تُف کنم تو صورت‌ش.

 

انوشه‌خانوم! انوشه‌خانوم!  من همیشه آرزو داشتم برم بالای ِ ابرها به آلبوم ِ The Piper At The Gates  ِ پینک فلوید گوش بدم. بیا با من ازدواج کن و منو با خودت ببر بالای ِ ابر‌ها.

 

انوشه‌خانوم! انوشه‌خانوم!  من خیلی تنهام. خیلی سردم‌ه. انگار قطب ِ شمال از وسط ِ قلب ِ من رد شده. بیا با هم بریم بچسبیم به خورشید گرم شیم.

 

انوشه‌خانوم! انوشه‌خانوم!  من دارم اینجا تو گُه غلت می‌زنم. شب و روز با نئاندرتالا سرو کلّه می‌زنم. تن‌ها دارن تو تنهائی‌‌م هم نفوذ می‌کنن. بیا منو با خودت ببر وسط اون بی‌کرانه‌ی پر رمز و راز که دست ِ هیشکی به‌مون نرسه.

 

انوشه‌خانوم! انوشه‌خانوم!  به ما می‌گن تروریست، عقب‌مونده، جهان ِ سوّمی. بیا منو با خودت ببر فضا تا وقتی برگشتیم برم تُف کنم تو صورت ِ هم‌شون بگم تخم ِ سگا! من عقب مونده‌ام که رفتم فضا یا شما جاکِشا که جز جنده‌خونه و بیچ، جای ِ دیگه رو بلد نیستین.تخم ِ سگا! تخم ِ سگا!

 

انوشه‌خانوم! انوشه‌خانوم!  من هر چی می‌گردم توی ِ این گُه‌بازار موبی‌دیک ِ عزیزم رو نمی‌بینم. مثل ِ این که دیگه این‌طرف‌ها پیداش نمی‌شه. شاید رفته به اقیانوس ِ آسمون. بیا منو با خودت ببر به اون اقیانوس ِ آبی ِ بی‌مرز. شاید اونجا پیداش کردم.

 

انوشه‌خانوم! انوشه‌خانوم! وقتی رفتیم اون بالا دست ِ منو بگیر. منو بغل کن. آخه من ترس ِ از ارتفاع دارم. راستش رو بخوای من از آسمون هم خوشم نمی‌آد. اصلن حال‌م از اون به هم می‌خوره. فقط منو بغل کن و بخوابون. خیلی خواب‌م می‌آد. احتیاج دارم 1000 سال بخوابم. می‌دونی که نسبیت عام می‌گه اونجا اون بالا زمان کندتر می‌گذره. اگه با سرعت بریم. جای ِ دنجیه واسه خواب. بعد که برگشتیم من می‌شم شادترین و خوش‌بخت‌ترین آدم ِ روی ِ زمین.

 

انوشه‌خانوم! انوشه‌خانوم! بیا و با من ازدواج کن و منو با خودت ببر فضا.

 

انوشه‌خانوم! انوشه‌خانوم!

 

انوشه‌خانوم! انوشه‌خانوم!

 

انوشه‌خانوم! انوشه‌خانوم!

و این بود حرفهای دل یک سعید آن هم از نوع دیوس. سعیدیوس دوست قهرمان ما.

+ نوشته شده توسط مهتاب و وبگروهی دکتر سهیل خلیل پور در Wed 4 Oct 2006 و ساعت 18:5 |
درود یاران ۸ لوگ.

اینجا می خواستم پست جدیدم را بگذارم.

الان در ایران هستم.

اما وقاحت یک حرف مرا واداشت که با فشار بر روی استادم و دوستم

دکتر سهیل عزیز که پایگاه هشت را به علت توقیف نشریات و روند این

پروسه به شدت هر چه بیشتر بدون در نظر گرفتن هیئت تایین شده ــ

توسط قانونگذار و همینطور اعتراض به سانسور شدن نوشته ها ی ــ

بلاگرها و هم فیلترینگ بدون نشان و خبر و سایر موارد فرهنگی چون ـ

اعلام رسمی سید رضای عزیز"ضدسانسور ازخوابگرد" و گوش نسپردن

مسولین به انتقادات ایشان ....و و و و.....تعطیل اعلام شده است و ما

نویسندگان پایگاه فرهنگی ۸ هم در تحصن هستیم و با فشار من به

مدیریت و دوستم دکتر سهیل عزیز اجازه ی پست گرفتم.

ارد شرکا وجود ندارد.این یک نام حقیقی نیست و مجازی است

این حرفی بود که یک نادان یا یک شخص بیمار زده است.

ارد شرکا بزرگترین استاد طنزآرای جهان و یک هنرمند واقعی ــ

با خصوصیات منحصر به فردش که به علت برخوردهای حذفی

و همینطور در تفکر ناب ایشان چون شهرت جائی ندارد و ارد ــ

بزرگ خصوصیات یک روشنفکر هنرمند خط دهنده و یک پیشوا

و راهبر در فرهنگ و هنر دنیاست.

وقتی می گوئیم دنیا یعنی فراتر از مرزهای جغرافیائی و اگر این

بر چسب زدنها نبود و سوتفاهمات نبود می نوشتم یک پیشوای

سیاسی.

به قول دوستی که از دوستان و یران دکتر سهیل است و مدتی

است افتخار اشنائی با این یزرگوار را داشته ام :کافی است

کسی بزرگ باشد و یا از انها بیشتر جذبه داشت باشد می شود

دشمن.

و یا به قول استاد عزیزو بزرگوار استاد جعفر معروفی : 

بی شک این یک حرکت تاتریخی است و چنین است.

دکتر کاظم رنجبر استاد دانشگاههای تهران مردی که بزرگیش

قابل وصف نیست .او و نوشته هایش در مورد ارد بزرگ را  ـ

مطالعه کرده اند؟ انانی که به قول خود استخوان خورد کردند

در فرهنگ و هنر و دانشگاه چطور کاظم رنجبر را نمی شناسند.

و یا چطور محمد شجریان را نمی شناسند.

و آز همه مهمتر چطور جو فرهنگی جامعه را تشخیص ندادند و

ادعا دارند که بلی ایشان وجود ندارند.

آیا این مضحک نیست؟

بس کنید لطفا" و خود را بیش از این مسخره ی اهل فن نکنید.

ان از ترور نافرجامتان و دستتان درد نکند که موجب شدید استاد

که به هیچ وجه اجازه نمی داد از او حرفی بزنیم و تعریف کنیم

را همه ی دوستداران اثارش بهتر شناختند.

حکایت نبودن "ارد بزرگ" حکایت مسعوود کیمیائی است.

ارد بزرگ مقامهای بسیار بزرگی دارد که سر راست بگویم دولت

با ان مشکل دارد.دولت با هر کس که بزرگ است مشکل دارد.

با هر کس که حق بگوید.

صحبت از دولت احمدی نژاد و خاتمی و رفسنجانی نیست.

صحبت از کابینه مجلس و دیگر عوامل دارد.

برای شناخت "ارد بزرگ" کافیست فقط کمی هوشار باشید.

درس بگیرید از گذشته ها.

مسعوود کیمیائی به دلایل آشکار از بعد انقلاب ۵۷ ایران در

هیچ نشریه ای نبود.ممنوع التصویر. و بعد هم که نشریات امدند

دیگر نوع و قاعده عوض شد.

فیلمهای ایشان در هیچ شبکه ای تبلیغ نشدند. شاید دو برابر 

هم مبلغ ..اما سیاست این بوده است.

فیلمهای کیمیائی با همه ی ضعفها و درشتی ها و حرفه ای

بودنش در جشنواره ای نامش هم برده نشد.

چنانکه همه می دانید اگر نگاه حذفی نبود مسعوود کیمیائی

باید ب ای هر فیلمش در یک شاخه نفر اول می شد.

و سر انجام در فیلم سربازان جمعه با بازی بسیار ارزشمند و قوی

مریلا زارعی دیگر عذری باقی نگذاشت تا جایزه ی بهترین نقش

دوم زن را از ان خود کند.

خوب حالا باید گفت کیمیائی یک نام مجازی است؟

ارد بزرگ را در قارهای دیگر می شناسند.

اما در ایران ...

دوستان ۸. خبرگزاری ارد بزرگ به این دلیل برپا شد که کسانی

چون کیمیائی و ارد بزرگ و دیگر بزرگانی که در رسانه های اینجا

حرفی زده نمی شود از انها و خبرهای درست داده نمی شود

بیشتر شناخته شوند و موارد فرهنگی را درست تر بخوانند.

بیش از این وقتتان را نمی گیرم.

این موجب شد به حساسیت موضوع بیشتر پی ببرم.

ایا می شود وجود اساتید معروفی ها را نادیده گرفت؟

جواد معروفی استاد بزرگ پیانو .چه کسی نمی شناسدش؟.

اسنتاد عباس معروفی "حضور خلوت انس" را چه کسی نمی شناسد.

استاد جعفر معروفی با اینهمه اثر را چه کسی نمی شناسد؟

دست بردارید . به جائی نمی رسید.نه ما که خونمان را هم می دهیم

این همه امضاء را چه می پندارثد؟ این عزیان را که ادرس و امظائ و وب دارند.

و هر روز بیشتر می شوند.

و هر ماه به روز می شود تعدادشان.

این را در وبلاگ استاد و دوستم و مدیر ۸ و در وب مدیریت و اعتراض لینک

می کنم. البته دکتر خودشان این لطف را خواهند کرد.

ما ۸لوگی ها دوباره آمدیم.

این خبر ها و نوشته ها را در وب مشترک ما به مدیریت

خانم ملک ببینید.

و خبر ها را هم از خبر گزاری ارد بزرگ.

سرچی جستجوئی در بلاک اسکای و سایر محیطها شما

عزیزان را بیشتر راهنمائی می کند به سمت سایت و وب

بزرگانی که می شناسید راهنمائی می کند.

موفق باشید.

مهتاب

+ نوشته شده توسط مهتاب و وبگروهی دکتر سهیل خلیل پور در Wed 27 Sep 2006 و ساعت 21:23 |
سلام به همه .

امیدوارم هممون رو ببخشید.

ما همه از دوست و استاد و مدیرمون و هم از خبرگزاری "ارد بزرگ"و "ایسنا" و

همینطور "فارس نیوز" عذر می خواهیم.

من البته این پست رو در ایران می نویسم.اما حتی در ایران هم نو شتن در ایم محیط

سخت و ناممکن شده و عجیبه که این چند روز رو که اومدم هر لحظه شاهد این بودم

که وبهای بسیار خوب ادبی هنری فرهنگی به دلیل نداشتن درک عامه از ابتذال ـــ

واقعی و هم تاثیر آنها بر بلاگرهای تخصصی نویس و داشتن تعهد بلاگر تخصصی نویس

و جواب دادن و رک نوشتن و بیدار کردن بلاگرهای باری به هر جهت که از مذهب تا

سیاست و اقتصاد و هنر و همه چیز و گفتن واقعیتهای جامعه از سوی هر ۳ گروه

ایرانی بلاگ مورد هجوم واقع می شن.چون اول خودشون به جان هم می افتند و ...

گروه اول که راستی ها نامیده می شوند."اما کسی توجه نکرده که در همین گروه

هم وبهای خوب و و بلاگر متفکر وجود داره"

گروه بعد هم موسوم به چپی ها هستند که باز هم مثل بالا بد و خوب دارن.

و گروه سوم که فقط برای مسخره کردن و آشوب و فتنه می آن.

اما دوستان ما مشکلات زیادی در این مدت داشتیم.

تنها وب عمومی ۸لوگ وب مدیره "اینجا ایران است" نوشتهء دکتر خلیل پور است که

همه ی کرهای تخصصی خود و هدفمند بودن وب ایشان فدای نبودن اعتماد و میل به

کوچ برای این موارد و هم سخت بودن اینکه خود و یا کمک شرمین عزیز که کم کم باید

خودش رو واسه امتحانات دانشگاه موسیقی اطریش آماده کنه و نمی رسه که .....

من هم مدتی بعد دوباره بر می گردم چون استخدام من در مدرسهء موسیقی نروژ

قطعی شده. چون دکتر هم مشغول مقدمه تحقیق برای نگارش کتاب جدیدشه و هم

نشر کتاب قبلی در یک نشریه معتبر وقتش رو داره می گیره.

من از اینکه ۲ هفته کم کار بودم عذر می خوام.و هم اینکه توضیح در مورد هفته های

هنرمندان.که هفته ی استاد کیمیائی رو به جهت سالروز اخوان که هفته ی بعدش

بود رو به نام هر دو استاد سلام دادیم و از اخوان گفتیم. ابته دکتر خلیل پور یک مقاله

در ۴ شهریور نوشتند و هفته ی استاد اخوان رو به استاد کیمیائی اختصاص دادیم.

اما مرگ نجیب محفوظ داستانسرای بزرگ  و هم دوستمان رضوان نگذاشت.

دکتر حق داشت و گفت معرفی ها در ۱۰۰ وبلاگ هست و فقط سلام و یک مقاله

کافی است و در مرد سینما من باید بنویسم که چون ایشان"سهیل"بیشتر با سینما

ایران آشنا هستند و خصوصا چون ایشان در هنرهای درام مثل من گرایش ادبیات

نمایشی را دارند و خوب من در جای دیگر و ایشان در حال و هوای دیگر مورد

بازیگرفتن استاد کیمیائی را قول دادند .و البته یک هفته پرید اما بعد از این مقاله در

وب ایشان و هم قسمت سوم بحث "نقد اثر نظام تک صدائی"استاد ارد به هنرمند

هفته سلام را در همین هفته خواهیم داد.

دوستان عزیز مقاله ی جایگاه هنرمند در پیشبرد موارد کلان و مقاله ی دیگری در مورد

گروهک بی شرف آدم مشعود رجوی و مریم آشغال و وبلاگ داریوش را بخوانید.چون در

این دو اول قسمتهای مهم مانده و آخری هم کسی است داریوش نام که به وب شما

می آید و بی جهت می گوید از اینکه آمدید ممنون و همه را طوری بی جهت و دروغ و

بیشتر هم وبهائی چون وب دکتر و مشابه می رود و از مجاهدین خلق ؟!می گوید.

در واقع این مقاله مهم و برای شما آگاهی دهنده است و روایتهای واقعی گزراش

می شود. درود و بدرود.                                              دکتر مهتاب /

+ نوشته شده توسط مهتاب و وبگروهی دکتر سهیل خلیل پور در Mon 11 Sep 2006 و ساعت 0:45 |
تولد مرد عدل و عدالت مردی از کعبه بر همه ی  عادلان و همه ی آنهائی که

 

بی عدلی رو هر روز دارن لمس می کنن مبارک باد.میلاد علی مرتضی ......

و روز پدر بر همه ی پدران عزیز و پدر خوبم پدر مهربانم مبارک باد.شاد باشد.

من این روز رو به <دکترسهیل خلیل پور> و <دکتر پانته آ ....> دو دوست و

یار قدیم و عزیزم تبریک می گم.مطمئن هستم پدر پانی و سهیل همینجان

+ نوشته شده توسط مهتاب و وبگروهی دکتر سهیل خلیل پور در Tue 8 Aug 2006 و ساعت 6:52 |

این ۱ دقیقه سکوت هم تموم شد مثل هر سال.اما کوفی عنان رو ببین!؟

چه اشکالی داره.اون آخه تخلیه نمی کرد سیفونشون بعد هم اومد اینجا

به زمین کلا یه حالی بده.آها!!خوب اصلا مهمه مگه نژاد؟مایکل دوستشه.

بی ادبم؟ چرا؟ اون داره به زمین .....ه و یه پوست سیاه کشیدن تا؟!!!!!!!!

+ نوشته شده توسط مهتاب و وبگروهی دکتر سهیل خلیل پور در Sun 6 Aug 2006 و ساعت 6:20 |
این پست فقط سلام است و بس.

و باورکنید که نرسیدیم و دکتر حق دارد کمی از ما ناراحت باشد.

اما به شما قول می دهم این هفته شروعی نو باشد.

سلام بر استاد ارد شرکا که ما را هدایت کرد.

و سلام به کمال الملک عالی مقام .

دوستان کمبودها را ببخشید.۸لوگ تازه پا گرفته است.

+ نوشته شده توسط مهتاب و وبگروهی دکتر سهیل خلیل پور در Sat 5 Aug 2006 و ساعت 18:41 |
.....................نظام   تک   صدائی  ...................................

مهتاب : خود اثر را می توان در"در این لینک وبلاگ اختصصاصی ارد بزرگ" مشاهده کرد

سهیل  : البته بهتر بود خود اثر رو هم در این وبلاگ می گذاشتید و بعد روش حرف می زدیم .به هرحال

مهم نیست چون با کلیک روی لینک اثر دیده می شه.

خوب مهتاب جان من شروع می کنم.من اثر دیگه ای از استاد رو به شمیم گفتم که بذاره .اما از اونجائیکه  ایشون هم مثل شما کمی خودمحور عمل می کنند این اثر رو گذاشتند و از مخاطب نظر خواستند.من وقتی دوستی گفت اثر دیده نمی شه بعد از تماس فهمیدم که نظام تک صدایی بوده و همونطور که تو اون قسمت هم نوشتم  و شما هم مهتاب می دونید این اثر از جهاتی بران خیلی عزیزه و بیشتر از اون متوجه شدم که استاد کاملا با صداها نواها نغمه ها سازها ضربها و حتی به صورت کاملا علمی از حجم صدا و سولفژ به صورت حرفه ای با موسیقی آشنائی دارند و از اونجائی هم که معمولا ساکسیفون سازیه که در دسته ی سازهای بادی یا تو مارشها به کار می ره و یا تو ارکستر سمفونی و سازی نیست که بشه اونو همیشه همراه برد که البته اگه شما یادت باشه من همه جا همرام می بردم و یکی از اسباب همراه همیشگی کتف من بود.

مهتاب : بله کاملا حق با شماست چون خود من هم وقتی دیدم همین احساس رو داشتم و فکر می کنم اگه هر موسیقی دان و آشنا با سازهای بادی هم ببینه متوجه عجیب بودن و در نهایت مهارت انتخاب و شناخت کامل ایشون از سازها می شه.

و شما خودت هم که نوازنده ی این ساز هستید و اتفاقا تنور هم بیشتر می زنید و صدای زیبای ساکسیفون شما رو هم من زیاد شنیدم .ولی مهم اینجاست که اغلب این سازها به خاطر تولید حجم وسیع و بلند صدا اگه کوچکترین آسیب یا کمی اگه تامبوناش بالا و پائین بشه کل ساز کاملا خارج می زنه و صدائی وحشتناک تولید می کنه

سهیل : بله کاملا حق با شماست.مثل وقتی که قمیش(یک تکه ی چوبی نازک تراشیده که از ۵ تا ۱۱ سانتیمتر و ۱/۵ تا ۳ سانتیمتر عرض تشکیل شده که این توابع درسازهای مختلف و یا برای اجراهای خاص تراشیده می شن و فرق می کنند و کارخونه ی سازنده ی این تکه چوب به ضاهر ساده در فرانسه و آلمان و جدیدا هم آمریکا و چین هستند که دستگاههای دقیق تراش رو دارند که اگه یه میگرن اینور اونور بشه کاملا صدا خارج می شه و بااصطلاح farlsh  می شه.) به خاطر نواختن زیاد با وجود پریدن لبه باز هم صدای اول خودش رو داره اما در کششهای بیش از ۲ جیغ می زنه و اعصاب کسی رو که می شنوه خورد می کنه.

مهتاب :که البته شما هم کم اعصاب ما رو خورد نکردید. بماند.

اما کاملا درسته.و این پیش زمینه تعریف شد تا به درون این ساز بریم و تعریف کنیم و اونوقت مخاطب می تونه هم به هنر بی نهایت حرفه ای استاد هم در انتخاب موضوع و هم در انتخاب عناصر تشکیل دهنده برای رسوندن موضوع بهتر و بیشتر پی ببره.در صورتی که مهارت استاد در هنر کارتون و یا(طنز آرائیه) و من آقای دکتر نمی دونم که استاد ساز می زنند یا ساز بادی می زنند و یا آشنائی؟

سهیل : من هم نمی دونم مهتاب جان اما شما بهتر می دونی که هرکسی نمی تونه این اطلاعات رو    داشته باشه مگر اینکه ساز و صدا رو خصوصا این نوع ساز رو کاملا بشناسه.

چون همانطور که می بینی کاملا دقیق و به جا استفاده شده و انکه شاید استاد موسیقی رو خوب بشناسن بعید نیست. و البته اینو هم مهتاب من به شما بگم که در ایران بر خلاف اونور که هنرمند فقط یه مورد رو انتخاب می کنه و در اون قوی می شه اینجا هنرمند معمولا چندین ساز رو می زنه ولی در اونها قوی نمی شه شاید در یکی بهتر از دیگران بشه و یا مثل استاد انتظامی اصلا کارش به غیر از ساختن اهنگ و نوشتن و تنظیم نواختن بی نهایت زیبای سازهای بادی خصوصا ابواست که از بحث هم خارج نشیم.

و اما دلایل اینکه این اثر برامون مهم جلوه کرده از این قسمتهای مهم تشکیل شده که شما مخاطب عزیز و هنرمند اگر چنانکه ساز بادی رو نمی شناسید و یا خوب نمی شناسید به دلیل شناخت من از این ساز و سازهای بادی و هم مهتاب یک پیش زمینه ای برای بهتر دیدن اثر بوده.و باقی ماجرای نقد این اثر فوق العاده رو از تعریف وب استاد که نوشتم می گیرم و این به خاطر سر نرفتن حوصله ی مخاطب عزیزیه که احیانا شاید دوست نداشته باشه اینجوری به موضوع نگاه کنه و ما این نقد رو به دو قسمت کردیم و قسمت بعدی رو هم در همین وبلاگ تایپ می کنیم اما در سازها خواستیم نگاهی به ساکسیفون و تعریف اون :

و خصوصا   

ساکسیفون تنور واینجا ازدهان تنور آلتو بیرون می آید و باز این 

چرخه ادامه پیدا می کند و استاد با کشیدن ترومپت و یا فلورنس

دیگر سوپرانو را نکشیدند و صدای ترومپت دقیقا قدرت و همنشینی

 ساز ساکسیفون تنور را دارد.یعنی بسیار زیبا قواعد موسیقی را

با شناخت صداها از تنور شروع کرده و با ترومپت معنی تک صدائی

را به بهترین شکل رسانده است.آیا این فقط یک اثراست یا تفکر

 نابی آن را با این شکل تکرار کرده و معنی را به این زیبائی نشان داده.

این اثر رو ببینید در همون لینک و قسمت دوم رو بعد از معرفی و سلام هفته خدمتتون ارائه می کنیم.

مهتاب جان مرسی  و تا باقی که امروز کار زیاد داریم.

مهتاب : بله درسته آقای دکتر اما من بی صبرانه منتظرم تا به قسمت دومش برسیم و شما هم خسته نباشید و امروز هم سلام ما بر بزرگیه که...

اما دکتر من یه تیکه ی فلش از کنسرت توی کالج که بیشتر و همه ی سازهای بادی هست رو آماده می کنم و می ذارم تا مخاطب عزیز بتونه سازها و صداها و انواع رو در تک نوازیهای آخر ببینه و متوجه موضوع بشه.مدیا فلش ۸ می تونه این ۳ دقیقه رو درست باز کنه.

سهیل :البته خیلی خوبه مهتاب اما باز هم داری یه کم شیطنت می کنی و اون هم همون جیغ آخر از قمیش بود که ما رو ....قمیش؟ اقای دکتر نشد دیگه.قمیش که سالم بود بهونه نیارین ساکسیفون هانر اصل رو که تازه ۳ روز بود باز شده بود با ۶ تا قمیش واسه یه اجرا اونم قمیش vandryan ..نه دیگه مهتاب جون نشد قمیش تک نوازی primiere  no no no Rico reed 2 tenor بود .....

+ نوشته شده توسط مهتاب و وبگروهی دکتر سهیل خلیل پور در Sat 5 Aug 2006 و ساعت 7:23 |